خطايى ، على اكبر
104
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
مىبردند به ديوانخانهاى به سياستى كه خيال مىكرديم كه ما بىگناهان را جاى كشتن آنجاست . الحمد للّه كه گروه مايان را چوب زدن و اشكنجه كردن نبوده ، و گرنه خطائيان را گروه گروه مىآرند و چوب مىزنند و اشكنجه مىكنند ، نعوذ باللّه . و از بزرگى شهر خانبالغ بود كه در هر ديوانخانهاى كه مىبردند يك روز در رفتن و يك روز در تفتيش كردن مىمانديم و يك روز درآمدن بوديم ، و چون قريب به خلاص شديم - بلا تشبيه - پيش مفتيان ايشان بردند و ديوانخانهء آن مفتيان هم در زندان بود . و هرگز از خاطر نرود خوشى آن باغ و بوستان كه در زندان در ديوانخانهء آن مفتيان بود . و چون پيش آن مفتيان بردند و آن اقرارنامهها كه در ديوانخانههاى اطراف خانبالغ از ما نوشته بودند جملهء آن خطها را پيش آن مفتيان نهادند و بزرگى كاغذ آن خطها مثل حصير مصلى كه از كاغذ خطائى بود و به خط خطائى نوشته بودند كه ازين جمله به نام فلان كس جنگ كرده و بر كردهء خود اقرار نمود و اين جمله از همراهان او بودند . در گناه داخلاند . از آن سبب [ كه كس بد را همراه خود آوردهاند ] . اين جمله را در بند و حبس آورديم گويان نوشته بودند - بلا تشبيه . آن مفتيان پيران كهن « 1 » بودند . از براى آنكه بعد از ضبط مملكت تمام و كمال قانون را دانسته علمى و عملى « 2 » او را به كار آورده ، و امارت « 3 » امراى خطاى را نهايت امراى ديوانخانههاى زندان بودن است . زيرا كه پيش خطائيان بند و حبس و قتل بغايت عظيم است و برين جمله خطاى را ضبط كردهاند . و چون آن پيران كهن كار ديدهء روزگار گذرانيده مكتوبات را بديدند و احوال ما دريافتند گفتند شما را گناه نيست . اما همراه شما يك تبت را به چوب زده و آن تبت هلاك شده . چون همراه شما بد كسى بوده از شما هريك سه مد « 4 » ارزن جريمه مىبايد داد .
--> ( 1 ) - ق : كهنه ( 2 ) - سها : عمليه ( 3 ) - ق : عمارت ( 4 ) - سها : مت